انتشارات سروش با همکاری مجمع ناشران انقلاب اسلامی و باغ کتاب تهران برگزار کرد:

 

نشست  معرفی چاپ  دوم کتاب «چهار گذر زندگی»

از سلسله نشستهای «روبه‌کتاب»

 

عصر پنجشنبه بیست و سوم اردیبهشت ماه باغ کتاب تهران میزبان نشستی بود که به بررسی کتاب چهار گذر زندگی نوشتهٔ نستوه جهان‌بین اختصاص داشت.
مولف اثر در این جلسه که به دبیری دکتر مرتضی گوهری‌پور و با حضور دکتر علیرضا رحیمی (مدیرعامل انتشارات سروش) برگزار شده بود، کتاب را حاصل سی سال پژوهش خود دانست و آن را اثری به‌شمار آورد که بر آن است تا با تکیه بر منابع اسلامی به بررسی راه‌های برون رفت انسان امروز از تنگناهای روحی بپردازد.

ویدئو کامل این نشست در کانال آپارات انتشارات سروش در دسترس خواستاران است.

 

 

 

 

 

 

 

 

نستوه چهان بین: « انسان باید از شاکله خود گذر کند »

ننستوه جهان‌بین در ابتدای نشست نقد و بررسی کتاب «چهار گذر زندگی» که پنجشنبه 24 اردیبهشت ساعت 14:30 در استیج ایوان شاهنامه باغ کتاب برگزار شد گفت: این کتاب داستان زندگی شخصی من است اما حس میکنم مبتلابه زیادی دارد. من از سن 18 سالگی که به دیانت و عرفان پناه آوردم، 6 سال همچون مردم عادی پی نماز و روضه و … بودم. بعد دریافتم که من در حال انجام اعمال مذهبی هستم اما اتفاقی که باعث نجات من می‌شود و به خاطر آن به دین پناه آوردم نمی‌افتد. سی سال در باب این پرسش مطالعه کردم که پایه آن نیز قرآن بود. چکیده مطالعاتم در کتاب اولم از نشر ادیان چاپ شد. سه پرسش اصلی در این کتاب است. انسان از نظر قرآن چه هست؟ کمال انسان از نظر قرآن چه هست؟ و آیا این کمال ضابطه‌مند است؟

لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ فِي أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ

ثُمَّ رَدَدْنَاهُ أَسْفَلَ سَافِلِينَ

وی با قرائت آیات 4 و 5 سوره تین افزود: در این آیات خدا می‌فرماید، ما انسان را در احسن تقویم خلق کردیم و سپس به اسفل سافلین برگرداندیم، که منظور از آن زمین است. همانگونه انسان از خاک زمین خلق شده، به زمین نیز بازمی‌گردد. از این آیات در می‌یابیم که انسان در یک بازه بین احسن تقویم و اسفل سافلین قرار دارد. تمام فراز و فرودی که موجودیت اکنون شما تجربه میکند در این دامنه قرار دارد. تعابیر غیرمعنوی نیز برای این مقوله وجود دارد که افزایش اکسی‌توسین و کاهش سروتونین و … است. به طور کلی نفس ما در یک دامنه خلق شده که شاکله نامیده می‌شود.

نویسنده کتاب «چهار گذر زندگی» تصریح کرد: قرآن تنها در یک آیه به شاکله اشاره کرده که آن هم آیه 88 سوره اسرا است. مفسرین نیز بسیار ساده از این مفهوم عبور کردند، من تا بتوانم خودم را بر مفهوم شاکله راضی کنم، 15 سال به طول انجامید. تمام کمال، رشد و تعالی انسان، عبور از شاکله و اقتضائات آن است. این مفهوم عبور از شاکله در قرآن، با کلید واژه «احیا» تعریف شده. صورت‌بندی این مفهوم توسط جوزف کمپل انجام شده که به آن «سفر قهرمان» گفته می‌شود. من به عنوان کسی که 30 سال در این حوزه کار می‌کنم، تبیینی زیباتر از مفهوم «احیا» برای تعریف «سفر قهرمان» نیافتم.

او ادامه داد: بسیار خوشحالم که دین مبین ما، چنین زیبا به کلمات معنا می‌بخشد. عبور از اقتضای شاکله و زنده شدن با یک شاکله جدید که «احیا» نام دارد، هدف معارف اسلامی است. انسان از نظر معارف اسلامی، موجودی است شونده در مسیر تحقق معارف اسلامی. انسان زمانی که از این مفهوم خالی می‌شود، در واقع از معنای انسانیت خود خارج می‌شود، همانگونه که استاد جوادی آملی در تعریف انسان می‌گوید «زنده‌ی خداجو». در نظر من مهم‌ترین واژه در ادبیات قرآنی «احیا» است و این کلیدواژه قابل تسری به ادبیات معنوی و حکمرانی است. شاید افرادی خرده بگیرند که مهم‌ترین واژه در ادبیات قرآنی، «توحید» است، اما توحید زمانی معنا دارد که بر جان انسان بنشیند و زمانی بر جان انسان می‌نشیند که فرد دچار احیا شده باشد.

در پایان نستوه جهان‌بین بیان کرد: مغز کتاب 4 گذر زندگی، یک جمله است «این پدیده احیا به قدری مهم است، که وقتی از زندگی انسان گم شود، تمام هستی شروع به هشدار به انسان می‌شود.» و بخشی از این هشدارها که به آن پرداختیم، آسیب‌های روحی و روانی است. از طبیعت لذت نمی‌بریم، در کنار دیگران خوشحال نیستیم و دیگران در کنار ما خوشحال نیستند. قرآن کریم می‌فرماید که دلیل این ناراحت‌های روحی و روانی، این است که دچار احیا نشده‌ایم. در قرآن 3 مسیر برای رسیدن به خدا وجود دارد. اولی طریق رحمانی است، انسان‌هایی که ایثارگرانه زندگی می‌کنند و خوشی، مادیات و تمام ابعاد وجودی خود را وقف خوشی و مادیات دیگر افراد می‌کنند، این افراد، خدا را چهره مهربانانه‌اش ملاقات خواهند کرد و پاداش این ملاقات بهشت است. طریق دوم اسما جلاله است که با چهره عبوس خدا ملاقات می‌کنند و پاداش این ملاقات جهنم است. طریق سوم نیز، طریق حکیمانه است، آنها خدا را فراتر از نیک و بد، فراتر از رحمت و غضب و فرای هر چیز دنیوی می‌بینند، آنها به بهشتی وارد می‌شوند که خدا عبارت «فادخلی جنتی» را به کار می‌برد و می‌گوید این بهشت خودم است که شما را به آن وارد می‌کنم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *