کتاب اندیشه سهروردی (از مجموعه گفتارهای معرفت)
200,000 تومان incl.VAT
هیچ نویسندهای انتخاب نشده است.
کتاب «اندیشه سهروردی» از مجموعه گفتارهای معرفت است که به بررسی و تحلیل دیدگاههای فلسفی استاد غلامحسین دینانی درباره افکار و اندیشههای شهابالدین یحیی بن حبش بن امیرک سهروردی، مشهور به «شیخ اشراق»، میپردازد.
واژه «اشراق» در زبان عربی به معنای «درخشیدن» است؛ نوری که از شرق سرچشمه میگیرد و غایت آن در باطن انسان آشکار میشود. اشراق همان تابش نور است که به واسطه آن، اشیا روشن میگردند و حقیقت درونی انسان جلوهگر میشود. این نور، هم در عرصه بیرونی و هم در ساحت درونی حضور دارد؛ دو جلوهای که از جهاتی مشابه و از جهاتی متفاوتاند.
در جهان محسوس، نور خورشید یا چراغ امکان دیدن اشیا را فراهم میکند. بدون نور، چشم کارکردی نخواهد داشت و دیدن ممکن نمیشود. اما پرسش اساسی این است: آیا ما خودِ نور را میبینیم یا تنها آنچه به واسطه نور آشکار میشود؟ نور، اشیا را روشن میکند، اما خود نور قابل مشاهده نیست.
همین حقیقت در عالم درون نیز جاری است. قلب انسان نیز دارای «چشم» است؛ همانگونه که چشم سر وظیفه دیدن در پرتو نور را بر عهده دارد، چشم دل نیز با نور حقیقت میبیند و به فهم و ادراک میرسد. این همان نکتهای است که در اندیشه سهروردی برجسته شده و استاد دینانی در این کتاب به شرح و تبیین آن پرداخته است.
شهابالدین یحییبن حبشبن امیرک سهروردی در 549 ه.ق در قریۀ سهرورد، نزدیک زنجان، متولد شد. سهرورد، روستایی است که در قدیم مسکن کشاورزان دانشمند بود و سکنۀ آن روستا یه علم و دانش علاقه داشتند و با اینکه زراعت میکردند، فرزندان خود را به مکتب میفرستادند تا درس بخوانند.
شهابالدین بعد از اینکه خواندن و نوشتن آموخت، پدرش او را به مراغه (که آن موقع از شهرهای بزرگ بود و چند سال بعد از آن تاریخ، خواجه نصیرالدین طوسی زیج معروف مراغه را به دستور هلاکوخان در آن ساخت) فرستاد.
شهابالدین سهروردی مقدمات علوم را در مراغه، نزد مجدالدین جیلی، فراگرفت و پس از آن، عازم اصفهان شد. در آن زمان، در اصفهان دانشمندی به نام ظهیرالدین قاری تدریس میکرد. شهابالدین سهروردی همۀ علوم آن زمان را نزد وی فراگرفت و در شانزده سالگی از تحصیل علم و تلمذ نزد استادان بینیاز شد. شهابالدین سهروردی ضمن تحصیل چنین استنباط کرده بود که موجودات دنیا از نور به وجود آمدهاند و انوار به یکدیگر میتابند، و آن تابش متقابل را اشراق خواند و به همین دلیل، لقب «شیخ اشراق» را یافت.
| نویسنده |
اسماعیل منصوریلاریجانی |
|---|---|
| نوبت چاپ |
سوم |
| قطع |
رقعی |
| تعداد صفحه |
168 |
| سال چاپ |
1404 |

دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.