هیچ نویسندهای انتخاب نشده است.
در قسمتی از کتاب آمده:
«دریا، ته نداشت؛ پایانش به افق گره میخورد، همسایه دیوار به دیوارش آسمان بود و ابر. خورشید برای ساعاتی مهمان آسمان میشد و برای دقایقی، اول روز و آخر روز هم با چشم خونین به دریا سر میزد؛ این کار هر روزش بود. دریا و آسمان به این مهمان همیشگی عادت کرده بودند؛ حتی روزهایی که دل آسمان میگرفت و گریه میکرد و دریا، طغیان؛ خورشید کار تکراریاش را انجام میداد و انگار برایش مهم نبود صاحبخانه در چه وضع و حالی است… مأموریتش این بود که حاضری بزند؛ نیامدنش روزگار خلایق را سیاه میکرد…»
| نویسنده |
محمدحسن شاهنگی |
|---|---|
| نوبت چاپ |
نخست |
| قطع |
رقعی |
| تعداد صفحه |
148 |
| سال چاپ |
1400 |
اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “کتاب دل و دریا” لغو پاسخ

دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.